پایگاه محتوای فارسی "اوباکس"

اوباکس یک سایت محتوایی با درج منبع می باشد. اوباکس فروشنده هیچ کالا و خدماتی نمی باشد. معرفی کسب و کارها به معنی تائید آنها نیست مسئولیت بررسی اعتبار کسب و کارهای معرفی شده با کاربران می باشد.

باستان شناسی

از طریق باکس زیر می توانید فایل های مربوط به این متن آموزشی را از سایت فایل سال خریداری کنید.(دقت کنید که سایت اوباکس فروشنده این محصولات نیست مسئولیت فایل های زیر با سایت فایل سل می باشد که در هنگام نگارش این صفحه دارای مجوز ای نماد بوده است)


باستان‌شناسی شاخه‌ای از علوم اجتماعی است که به بررسی گذشته، با استفاده از مدارک مادی می‌پردازد. قلمرو باستان‌شناسی از گذشته تا حال را دربرمی‌گیرد. چون همه رویدادها بی‌درنگ پس از رخ دادن، به بخشی از گذشته بدل می‌شود. منابع اطلاعاتی باستان‌شناسی از داده‌های مادی (یا دیگر داده‌هایی) تشکیل می‌شود که به گونه‌ای به انسان مربوط هستند و «آثار فرهنگی» نامیده می‌شوند.

واژه‌شناسی باستان‌شناسی

واژه انگلیسی archaeology از واژه یونانی arkhaiologia به معنی بحث دربارهٔ چیزهای قدیمی است. اما امروزه معنای آن تغییر کرده و به پژوهش در زمینه گذشته انسان، بر پایه بقایای مادی باقی‌مانده از او، گفته می‌شود. در یونان باستان، در سده‌های نخست پس از میلاد، اصطلاح archaeologist به گروهی از بازیگران تئاتر گفته می‌شد که بر روی صحنه با حرکات صامت افسانه‌های باستانی را بازسازی می‌کردند. واژه archaeology با مفهوم امروزی آن را در سده ۱۷ (میلادی) ژاک اُبسن، طبیب و عتیقه باز اهل لیون، دوباره احیا کرد. او واژه archaeography (باستان‌نگاری) را نیز مطرح کرد. اما این واژه مقبول مردم نیفتاد و وارد مجموعه واژگان نشد.

تاریخچه باستان‌شناسی

قدیمترین مدرک مبنی بر به‌کارگیری آثار مادی برای بررسی گذشته‌های دور به سده ۶ (پیش از میلاد) بازمی‌گردد؛ یعنی زمانی که فرمانروایی از بابل به حفاری در بناهای اداری دست زد تا به پیشینهٔ آن‌ها پی ببرد. توسیدید، مورخ یونانی دورهٔ کلاسیک در سده ۵ (پیش از میلاد) با پژوهش باستان‌شناسی نشان داد که گورهای جزیرهٔ دلُوس از آنِ اهالی کاریه است و ایشان زمانی این جزیره را در اختیار خود داشته‌اند. توسیدید تاریخ‌نویس یونانی برای نخستین بار اعلام کرد که تاریخ بشر را نباید صرفاً بر پایه آثار مکتوب پیشین نوشت؛ و بناها و اشیای متعلق به دوران‌های گذشته نیز دربردارنده اطلاعاتی هستند که بایستی مورد عنایت قرار گیرند.[۱]

رومیان آثار باستانی را مرمت می‌کردند و به نمایش می‌گذاشتند و مردم با آگاهی از این که آثار مزبور یادمان‌های گذشته‌است، به دیدن آن‌ها می‌شتافتند. در سده ۴ (میلادی)، سنت هلنا در محلی که مسیح به صلیب کشیده شده بود را حفاری کرد تا آثار مربوط به این رویداد را بیابد. در صدر مسیحیت و در قلمرو امپراتوری بیزانس، مردم به یافتن بقایای مادی متعلق به مسیحیان و رومیان علاقهٔ فراوانی از خود نشان می‌دادند. در اواخر امپراتوری بیزانس قانونی به تصویب رسید که به مردم اجازه می‌داد که چنانچه یادمان تاریخی مهمی نظیر تندیس‌های باستانی سراغ دارند که بنایی مزاحم، دورنمای آن را مخدوش کرده، بشخصه آستین بالا بزنند و آن بنا را تخریب کنند. در این دوره نظریات باستان‌شناسی به این محدود می‌شد که از بقایای مادی می‌توان به اطلاعاتی دربارهٔ گذشته دست یافت.[۱]

پس از عصر نوزایی، دوران باستان‌دوستی آغاز شد که زمانهٔ فرضیه‌پردازی پژوهشگران دربارهٔ آثار و بقایای مادی بود. اما در این دوره پیشرفت نظری اندکی در ارزیابی ارتباط بین آثار فرهنگی و تفاسیر از آن‌ها رخ داد. از سده ۱۵ (میلادی) در ایتالیا و از سده‌ها ۱۶ و ۱۷ در کشورهای شمال غربی اروپا انجمن‌های باستان‌دوستی برپا شد. اشتیاق اروپاییان باستان‌دوست به بررسی گذشته‌ها با سیاحت و استعمار دیگر کشور همراه بود. این امر چشم‌انداز تازه‌ای را در برابر پژوهشگران اروپایی گشود و آنان را به مقایسهٔ بومیان سرزمین‌هایی چون آمریکا با مردم اروپا در دوران پیش از تاریخ یا اوایل دوران تاریخی برانگیخت.[۱]

سده ۱۸ (میلادی) شاهد تحولات و رخدادهای دیگری بود. از جمله رُئد در سال ۱۷۱۹ (میلادی) به باستان‌شناسی به عنوان وسیله‌ای قابل اعتماد برای شناخت دوران پیش از تاریخ اشاره کرد. در سال ۱۷۳۴ دومونتفاسون دوران پیش از تاریخ را به دوره‌های کاربرد عصر سنگ، عصر برنز، و عصر آهن تقسیم کرد. علاوه بر این، جفرسون و رُئد به اهمیت لایه‌های خاک و عناصر باستانی چون گورها در گاه‌نگاری پی بردند. با این که این پژوهشگران و دیگرانی چون رابک در سده ۱۷ به بررسی لایه‌های باستانی پرداختند، تا اواخر سده ۱۹ (میلادی) لایه‌نگاری جای خود را در بین پژوهش‌های باستان‌شناختی باز نکرد.

منبع: ویکی پدیا


گذری بر تاریخچه باستان‌شناسی علمی

فریبا مجیدی

کارشناس ارشد مرمت آثار تاریخی فرهنگی و تاریخی، مدرس دانشگاه

در توصیه‌نامه ۱۹۵۶ سازمان یونسک و باستان‌شناسی چنین تعریف شده است :

« باستان‌شناسی دانشی است که به‌وسیله آن می‌توان اطلاعات بسیاری از شواهد باستان‌شناختی را به دست آورد .» باستان شناسان در میان آثار و بقایای انسانی که در طی هزاران سال زندگی او بر روی زمین برجای‌مانده است به جستجو می‌پردازد تا از شیوه‌های زندگی, اعتقادات، باورها و آیین‌های مذهبی, روابط سیاسی, اجتماعی, اقتصادی و فرهنگی انسان گذشته آگاهی یابد. این دانش مجموعه‌ای از تکنیک‌ها و روش‌ها را در برمی‌گیرد. شیوه‌های مختلف مطالعاتی که با توجه به فکر و اندیشه متفاوت باستان شناسان، حوزه‌های گوناگونی را دربرمی گیرد همانند: تاریخ، فرهنگ، محل‌های باستانی، عوامل اقلیمی, فنون و حرفه‌ها, آیین‌ها و باورهای مذهبی, معماری و هنر، خط و زبان. تعاریف متعددی هم که از باستان‌شناسی می‌شود ناشی از وجود همین مکاتب و اندیشه‌های متفاوت باستان شناسان از مکتب تاریخ فرهنگی گرفته تا باستان‌شناسی نوین است. علی‌رغم همه‌ی این تفاوت‌ها، باستان‌شناسی در اصل توصیف, تبیین و درنتیجه درک گذشته توسط باستان شناسان و آگاه‌سازی دیگران از تصورات آنان از اتفاقات گذشته است که می‌تواند گزارشی دقیق و علمی یا شرحی داستان گونه باشد.

داده‌های باستان‌شناختی _ که برای تبیین و تفسیر آنچه این داده‌ها دلالت بر آن دارند ،وجود آن‌ها لازم و ضروری است _ همان یافته‌ها و کشفیاتی هستند که به‌طور عمده یا از کاوش‌های باستان‌شناسی به دست می‌آیند و یا از طریق جستجو و بررسی‌های میدانی. هر یافته حامل پیام‌ها و ارزش‌های گوناگونی در زمینه‌های فرهنگی، تاریخی، هنری و مانند آن بوده و به همین دلیل از اهمیت خاصی برخوردار است. این یافته‌ها در حقیقت مدارک، شواهد و اسنادی هستند که پایه و اساس مطالعات علمی را تشکیل می‌دهند و ماده خامی برای پژوهش‌ها و تحقیقات دانشمندان فراهم می‌سازند .

لیکن بین داده‌ها و مدارک باستان‌شناختی تفاوت اساسی وجود دارد و آن این است که داده‌ها فقط حاوی اطلاعات خودشان بوده و نمی‌توان آن‌ها را به‌خودی‌خود مدرک باستان‌شناختی به‌حساب آورد . تنها زمانی این داده‌ها موردتوجه قرار می‌گیرند که در چارچوبی مشخص از مفاهیم قرار گرفته و بر اساس این چارچوب به طراحی روش‌ها و فنون دست زده و سپس اطلاعات از آن‌ها استخراج می‌شوند. به همین دلیل این داده‌ها به‌تنهایی فاقد اهمیت و ارزش بوده و در همراهی با مدارک دیگر در یک مجموعه می‌توانند پاسخگوی نیاز دانشمندان باشند. به‌طورکلی انواع اطلاعاتی که یک باستان‌شناس برای تفسیر و تبیین مدارک به‌دست‌آمده در بازسازی جوامع و فرهنگ‌های گذشته نیاز دارد به چهار گروه تقسیم می‌شوند :

الف ) اطلاعاتی از تکنیک‌های ساخت، مواد مورد استفاده در آن‌ها و ابزار و وسایل بکار گرفته شده در ساخت آن‌ها، که به کمک تجزیه‌وتحلیل‌های فیزیکی و شیمیایی انجام می‌شود .

ب ) اطلاعاتی که بر پایه مطالعه اقتصاد و شیوه‌های معاش آن جوامع و با کمک دانش‌هایی همچون استخوان‌شناسی یا جانورشناسی و گیاه‌شناسی صورت می‌پذیرد .

ج ) با کمک اطلاعات به‌دست‌آمده از مطالعه مدارکی که در دو گروه قبلی ذکر شد آن‌ها را در یک مجموعه فرهنگی تفسیر و تبیین نموده و به وجود چگونگی آن جامعه پی ببرد .

د ) اطلاعات غیرمستقیم که از طریق شواهد موجود در منابع دیگر دست به بازسازی تاریخی بزند .

مشاهده، تفسیر و تبیین مراحل سه‌گانه مطالعات باستان‌شناسی را تشکیل می‌دهند. مشاهده یعنی گردآوری مدارک از طریق کاوش و بررسی و تفسیر آن با مرتب کردن یافته‌ها و جایگزین کردن آن‌ها در زمان و مکان و طبقه‌بندی آن‌ها به‌منظور بازسازی تاریخ فرهنگ و شیوه‌های زندگی گذشته و مقایسه آن‌ها با آثار مشابه و سرانجام تجزیه‌وتحلیل الگوهای به‌دست‌آمده به‌منظور تبیین روند فرهنگی در آن محوطه .

از دهه ۱۹۶۰ دگرگونی‌هایی در شرح وظایف باستان‌شناس و تعریف علم باستان‌شناسی ایجاد گردید و یک هدف تازه یعنی تبیین روندهای فرهنگی درگذشته به کمک شیوه‌های ابتکاری جدید و استفاده از روش‌های علمی به‌سرعت جایگزین روش‌های اولیه شد. مهم‌ترین تحولی که در علم باستان‌شناسی اتفاق افتاد، استفاده از رشته‌های علوم پایه در تبیین و تشریح یافته‌ها و داده‌های باستان‌شناسی، گاه نگاری و تاریخ‌گذاری مطلق، بررسی‌های ساختارشناسی آثار و اشیاء باستانی، محیط دفن یافته ها و مانند آن‌ها بود. علومی همچون شیمی، فیزیک، زیست‌شناسی، زمین‌شناسی و سایر علوم وابسته به آن‌ها که در تلفیق با یکدیگر رشته باستان‌سنجی را پایه‌گذاری می‌کنند. حوزه باستان‌سنجی بسیار گسترده است و خود رشته‌های فراوانی را شامل می‌شود. هریک از این رشته‌ها جوابگوی برخی از پرسش‌ها در رابطه بازندگی انسان گذشته و ارتباط او با محیط‌زیست پیرامونش دارد که شامل موارد زیر است :

زمین‌باستان‌شناسی Geoarchaeology ، جانور باستان‌شناسی Archaeozoology، زمین‌شناسیGeology، ذره شناسی Micromorphology، گیاه باستان‌شناسی botaniqueَََََArchaeo، دیرین گیاه‌شناسی Paleobotany، گرده‌شناسی Palynology، دانه شناسی Carpology،          زغال شناسی Anthracology ، صدف شناسی Malacology ، جانورشناسی Zoology،            فسیل‌شناسی Paleontology قوم‌شناسی Ethnology و قوم باستان‌شناسی Ethnoarchaeology و قوم‌نگاریEthnography ، باستان زیست‌بوم شناسی Archaeobiology، باستان‌زیست‌شناسی Archaeology، باستان فلزشناسی Archaeometalorgy، باستان مینرالوژیArchaeomineralogy،  ژئوفیزیک باستان‌شناسی Archaeogeophysics ، زبان‌شناسی Linguistics، انسان‌شناسی Anthropology، انسان‌شناسی جسمانی Phisical Anthropology، انسان‌شناسی فرهنگی و اجتماعی Cultural & Social Anthropology نام برد.

در این میان توجه به بعد زمان و اندازه‌گیری آن در باستان‌شناسی عاملی حیاتی در تفسیر و تبیین دوران پیش‌ازتاریخ است . زمان به دو روش اندازه‌گیری می‌شود : گاهنگاری مطلق و گاهنگاری نسبی .

گاهنگاری مطلق بر اساس تاریخ دقیق Calendaric Dating و با استفاده از روش‌های به‌کاررفته در زمین‌شناسی و آزمایشات شیمیایی و فیزیکی انجام می‌شود.تاریخ‌گذاری بر اساس کربن۱۴  C۱۴Dating ، دما پرتو سنجی Thermoluminesence ، حلقه شماری و تعیین سن درختان Danderochronolog ، پتاسیم _ آرگون  Potassium_  Argon Dating ، اورانیوم Uranium Dating ، آبدیدگی ابسیدین Obsidian Hydration انجام می‌شود .

تاریخ‌هایی را که با کمک روش‌های علمی ذکرشده در بالا به‌دست‌آمده است ، با محاسبه دوباره به کمک مدارک دیگر یا با همسنجیدن آن‌ها در واقع تاریخ های مطلق به تاریخ‌های نسبی تبدیل می‌شود زیرا پس از این محاسبات تاریخ مورد بحث بر اساس نسبت مدارکی که در ابتدا برای تعیین آن به کار رفته و مدارک دیگری که برای همسنجیدن آن به کار رفته سنجیده  می شود و به این ترتیب این تاریخ ها دیگر مطلق نیست .گاهنگاری بر اساس روش های ذکر شده در بالا تنها گستره ای از تاریخ را به دست می دهد و نه تاریخی واحد را و تاریخ نسبی شی یا واحد لایه نگاری در این گستره قرار دارد . تنها روش حلقه شماری درختان است که تاریخگذاری دقیقی را ارائه می دهد . گاهنگاری نسبی با استفاده از تفسیر و تبیین لایه های قرار گرفته بر روی هم یا لایه نگاری و تاریخ حد ابتدایی و حد انتهایی ، طبقه‌بندی آثار ، آگاهی از اقتصاد و تکنولوژی جوامع ، سبک‌های هنری ، شیوه‌های تدفین ، شهرسازی و نقشه خانه‌ها و شکل سفال و . . . توسط باستان‌شناس انجام می‌شود .

            با توجه به نکات گفته‌شده در خصوص اهمیت باستان‌سنجی، اینک ضرورت آن احساس می‌گردد که پژوهش‌های مربوط به باستان‌سنجی در نشریه‌ای ویژه، سوای نشریات باستان‌شناسی و مرمت ارائه گردند. وجود چنین نشریه‌ای با دارا بودن توان علمی بالا می‌تواند اطلاعات موردنیاز دانشمندان و پژوهشگران رشته‌ها و علوم مختلف را در اختیار آنان قرار دهد.خوشبختانه نشریه پژوهه باستان‌سنجی امروز این امکان را برای باستان شناسان، پژوهشگران و دانشمندان این حوزه، به وجود آورده است.

 فریبا مجیدی / خرداد ۱۳۹۴

منبع:» دانشگاه هنر اسلامی تبریز